ترانه عشق
دخترا گل این سر زمین هستند و پسرها باغبون
پاییز را دوست دارم که فصل غم است.غم را دوست دارم که سرچشمه ی اشک است.اشک را دوست دارم که گواه دل است.دل را دوست دارم که به من عشق می دهد. عشق را دوست دارم چون مرا با تو اشنا کرد. تو را دوست دارم بی انکه بدانم چرا؟؟؟؟ من برگشتم بچه ها وای از دست کنکور
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها تو با من نیستی اما جدا هم نیستی از من منم خو کرده ی دردی که درمانش نمی بینم
یادش بخیر 5 یا 6 سال بیش تر نداشتیم. پشت ویترین عروسک فروشی ها پاتوقمان بود. عروسک هایی که فکر می کردیم همان یار مهربان خانه ی کوچک تنهاییمان است. همانی که همراه او من ٬ من نبودم . من٬ من و او بودیم. همانی که تنها دست او بود که در خیالم دستانم را می فشرد. بزرگ تر که شدم عروسک های دیگری آمدند...عروسک هایی که نفس می کشیدندو حرف می زدند.عروسک های زیادی دستانم را فشردند اما هیچکدام عروسک من نبودند... هنوز رایحه ی موهای طلایی اش می اید. همان مو طلایی که ساعت ها پشت ویترین مغازه نگاهش میکردم و با هزار بد بختی دل مامان و بابا برایم سوخت که وقتی شاگرد اول شدم برایم هدیه بخرند. یادم می آید ساعت ها به چشمانس زل می زدم و یادم نمی آید در آن چشم ها به دنبال چه می گشتم... خلاصه بعد از همه ی این ها فهمیدم که عروسک من باید می آمد. باید می آمد که بگوید عروسک های دیگری در راه اند.. آن ها می آیند...منتظر باش... بال و پرم بودی،خبر نداشتی تاج سرم بودی،خبر نداشتی شوق سفر نداشتی...قصد گذر نداشتی من با تو زنده بودم...اما خبر نداشتی رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی روی تموم حرفات یکدفعه پا گذاشتی بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره؟ ابر کودوم آسمون رو تشنگیم بباره؟ بی تو چی مونده با من جز یه صدای خسته؟ جز یه نگاه خاموش ...جز یه دل شکسته... بال و پرم بودی ...خبر نداشتی... تاج سرم بودی...خبر نداشتی... سایه به سایه هر طرف که بودم همسفرم بودی خبر نداشتی پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم کوه غمو رو شونم دیدی و بر نداشتی من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی بعضی وقتا آدم یه اشتباهایی میکنه که قابل جبران نیست یا فکر میکنه به خاطر این اشتباه باید تا عمر داره خودشو عذاب بده..... بعضی اشتباهات از دله بعضیاش از غرور خیلی هاش هم از بی فکری و کم عقلی....... اشتباهی که از کم فکری باشه تقصیر خودمونه ... اونی که از غروره بازم تقصیر خودمونه ... اینا رو میتوی یه جوری جبران کنی! ولی امان از دل که میسوزه و میشکنه ... دلمون وقتی حرفی میزنه دیگه نه غرور مانعش میتونه بشه نه عقل مخصوصا وقتی که یه دفعه یکی دلتو ببره وقتی یه دفعه یکی بیاد ببرتت تو رویا...... خیلی سخته، دل میشه فرمان بردار و هرچی بگه باید اطاعت بشه ! میدونید؟ ما معمولا میگیم دل به دل راه داره و غیر از این هم نباید باشه شاید به خاطر همینه که اعتماد میکنیم به دلمون و بی توجه به عقل و غرورمون پیش میریم ... امان از وقتی که دل خطا کنه میدونید چی میشه؟ هم عقلت میره زیر سوال هم غرورت جریحه دار میشه! حالا چی میتونه تسکینت بده؟! دل شکسته ات؟ یا دلبر بی وفا و دروغینت؟ یا غرور جریحه دار شده ات با عقل به ظاهر سالمت؟ وقتی به نظرت همه چی تموم شده است نه دلی برات مونده نه غروری نه روحیه ای..... خیلی افراد غرورشون چندان براشون مهم نیس یا حداقل این طور جلوه میدونن که خوش به حالشون ولی بیچاره اونایی که تو عشقشون هم هی حواسشون به غرورشون بوده باشه که مبادا لطمه ای بخوره چقدر براشون گرون تموم میشه که وسط راه از دست غرورشون هم عاصی بشن و بذارنش زیر پا بعد دلبرشون وقتی خوب غرورشون رو له کرد بذاره و بره یا یه جوری نشون بده که مجبور بشی بذاری و بری......... هی پشت دستتو داغ بکنی و غصه بخوری ..... خودتو بزنی به بی خیالی ......... به هر روشی برا فراموش کردنش دست بزنی ولی بی فایده باشه نه دلت آروم میشه نه عقلت نه غرورت .......... چه قدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ،
اگر حکمی به ناحق داده ای ، نگذار اميدوارم كه چند روز مونده به روز تولدم اين شعر تقديم مى كنم به عزيزم براي روز ميلاد تن من، نرو نزار كه بعداز اين دنيا به عشق شك بكنه هر كى دلش جاى ديگست عشقو بخواد ترك بكنه نفس زدم از ته دل معصوم اين قلب به خدا نزار بشه محال واسش باور عشق ادما مرگ دلم پاى تو دل خسته ام از عالم دل بسته ام به ساقی ای خدا قسم به عشقو به همین حال پریشون ای خداااا , ای خدا , ای خدا سرماى خيانت و يا شايد بشه گفت اشتباهاتش و سادگيهاش نگذاشت كه غنچه عشقمون باز بشه. اره ديگه خسته ام از عالم. كاش هيچ وقت اين روزارو نمى ديدم. چرا به همين سادگى همه چيزو خراب كردى چرا... به من داده از این به بعد من یلدا دوسدار شما ادامه خواهم داد با تشکر سال نو مبارک. اميدوارم در پرتو عنايات حضرت ولي عصر امام زمان، سالي پر از خير و برکت براي شما و خانواده محترمتان پيش رو باشد» «پروردگارا! تقدير دوستان را در سال آينده بهگونهاي قرار ده که در پايان سال، از گذشته خود افسوس نخورند» سعادت ، سخاوت ، سربلندي ، سرافرازي ، سروري ، سلامتي و سرور که بهترين هفت سين زندگي است در اين سال جديد براي شما دوست عزيز آرزومندم آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک


من یه مدت نمی تونم اپ کنم با نظراتتون تنهام نذارید![]()

که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری
هنوزم تو برای من همون عشق نفسگیری
اگر چه یک نفس دیگر سراغم را نمیگیری
نه می مانی کنار من, نه در قلبم تو میمیری
تو میمیری
یقین در سرنوشت من تو دست سرد تقدیری
تو دست سرد تقدیری
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری
منم خو کرده ی دردی که درمانش نمی بینم
یقین در سرنوشت من تو دست سرد تقدیری
تو دست سرد تقدیری
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک

نه ارادهي دوست نداشتن ،
نه لياقت دوست داشته شدن
و نه متانت دوست نداشتن
و با اين حال مدام شعر عاشقانه ميخوانند ......
بعضى وقتها به من مى گه كه تو عشقت واقعى نيست.اگر اينگونه هست چرا اگر يك روز صدايت را نشنوم ميلى به زنده ماندن ندارم؟چگونه نهایت عشم را به تو ثابت کنم در حالى که در سینه ام عشقى بى کران دارم.
اگر حبی ، اگر بغضی به ناحق دیده ای مگذار
عمری اگر در خواب ناز رفته ای
از حکمتی غافل مشو هم چون شب آشفته ای
کشتی نشستگان را وقت سفر بر آمد
بگذار و بگذر از دل گر با تو دل نیامد
دل بین و دلبر اینجاست 
نمي خوام پيرهن شادي بپوشي
به رسم عادت ديرينه حتي،
برايم جام سرمستي بنوشي
براي روز ميلادم اگر تو،
به فکر هديه اي ارزنده هستي
منو با خود ببر تا اوج خواستن،
بگو با من که با من زنده هستي
که من بي تو نه آغازم نه پايان،
تويي آغاز روز بودن من
نذار پايان اين احساس شيرين،
بشه بي تو غم فرسودن من
صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
انگار تموم دنیا بسته است به تار مویی
برای این زمونه نمونده آبرویی
به وفای عاشقونو به صفای چشم گریون
دیگه طاقتم تمومه دیگه فرصتی نمونده
واسهء عشق به معشوق اى خدا اى خدا
همه چی واسم غریبه همه چی رنگ فریبه
ای امید نا امیدان برسون هر چی نسیبه
دیگه نیست صبرو قراری آخ چه روزو روزگاری
![]()
![]()

| پ |










